أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

349

آثار الباقيه ( فارسى )

وقتى مى را مىگزيدند كه مشترى در وسط السماء باشد با راس آن و زهره در طالع باشد و برخى از آنان هنگامى را انتخاب مىكردند كه يكى از دو كوكب سعد در طالع و ديگرى در رابع باشد زيرا يكى از اين دو كوكب دليل عافيت است و دسته‌اى ديگر يونانيان وقتى را انتخاب مىكردند كه يكى از اين دو كوكب در تاسع باشد زيرا اين كار مربوط به دين مىباشد و ديگرى در رابع پس از آنكه موضعى از فلك با شكلى از خورشيد آن را موافق درآيد . دو كوكب نحس با آن دو به معادات برنخاسته باشد و ماه هم به اين دو سعادت بخشد . اتصال آن را به كواكبى كه دعا از جنس آنست اتصالى محمود و قوى و مقبول گرداند . يعقوب بن اسحاق كندى در رساله‌اى كه بر اوقات دعا مقصور كرده گويد : هر وقت قمر و عطارد با كوكب كف الخضيب در مقارنه باشند و آن سال هزار و سيصد و ده اسكندرى در بيست و يك درجه و نصف عشر درجه برج حمل است دعاى شخص درباره بدن و صلاح كالبد شخص مستجاب مىگردد و هر وقت كه شمس با آنها در حال اقتران درآيد دعا براى غنا و طلب شجاعت به اجابت ميرسد ولى اين دعا در نيمه عمر او قبول درگاه خداوند مىگردد اما اگر زحل در اقتران با آنها باشد در حالتى كه سعد است دعاى داعى از نيمه عمر تا آخر عمر قرين به اجابت است و داعى مسعود و خوشبخت مىشود ولى اگر در حالى باشد كه زحل منحوس است او فقير و ناتوان مىگردد زيرا برخى از ادعيه معكوس آنچه را خواسته‌اند مىشود و ضد اميد و خواهش آنان تحقق مىيابد مانند دعاى اهل طبرستان كه در ايام حسن بن زيد علوى كه دچار خشگسالى شده بودند . گروهى سوى كوهساران شدند * به فرياد خواهان باران شدند هنوز دعا به پايان نرسيده بود كه در شهر آتش‌سوزى افتاد و زبانه‌هاى آتش به هوا رفت و ابو العمر در اين‌باره گفته است : خرجوا يسئلون صوب غمام * فاجيبوا بصيب من حريق